روز عاشورای ۱۴۰۰ ه.ق(۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ربّنا علیک توکّلنا و الیک انبنا و الیک المصیر. ربّنا و صلّ علی حبیبک و نجیبک و صفیّک و خیرتک فی خلقک حافظ سرّک و مبلّغ رسالاتک بشیر رحمتک و نذیر نقمتک سیّدنا ابیالقاسم محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة اللّه فی الارضین و صلّ علی جمیع الانبیاء و المرسلین و صلّ علی جمیع الشّهداء و الصّالحین و صلّ علی ائمّة المؤمنین و حماة المستضعفین سیّما امامنا و قائدنا الامام الخمینی. قال اللّه الحکیم فی کتابه: وَ ما لَکُـم لا تُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الوِلدانِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا اَخرِجنا مِن هذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ اَهلُها.
(۲) و قال اللّه الحکیم فی کتابه: اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلونَ بِاَنَّهُم ظُلِموا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر.
(۳)
پُرمعناترین و پُرهیجان
ترین محرّم تاریخ هزارساله
ی ما، در این یکی دو سال میگذرد. سال گذشته محرّم ما به معنای واقعی کلمه محرّم بود: محرّم خون، محرّم شهادت، و محرّم حسین؛ و امسال محرّم ما محرّم پیام، محرّم جهاد، و محرّم مقاومت است. معنای محرّم در منطق شیعی و فرهنگ اسلامی، خون دادن، شهید شدن، قیام کردن در راه آرمان حقّی است که برای همه
ی انسانها و انسانیّتها ارزشمند است. سالها میگذشت که محرّم ما بی
محتوا بود، بی
معنا بود؛ نام حسین می
آمد امّا از روح حسین، از هدف حسین، از پیام حسین، از تپش و خون حسین خبری نبود. و خدا را شکر و ملّت قهرمان ما را شکر و امام و رهبر ما را شکر که به این واژه
ی عظیم و مفهوم عظیم در فرهنگ انقلابیِ اسلام معنا دادند. سال گذشته مردم ما در ماه محرّم جان تازه
ای گرفتند تا بتوانند با رژیمِ جبّارِ خونخوارِ پهلوی بجنگند؛ و توانستند و جنگیدند و دشمن را با همه
ی ستبری
اش، با همه
ی قدرتمندی
اش، به زانو درآوردند.
و امسال گام دوّم است؛ اگر سال گذشته مردم ایران دژی از دژهای امپریالیسم را ــ که البتّه لااقل در این نقطه
ی از عالم مستحکم
ترینِ دژهای امپریالیسم بود ــ میشکستند، امروز قلب لشکر را و آخرِ لشکر را هدف قرار داده
اند. و امیرالمؤمنین به ما آموخته است که در میدان کارزار هرگز صفوف جلو را هدف نگیریم؛ به فرزندش محمّد حنفیّه آموخت که در میدان جنگ آخرین صف را در نظر بگیر، آخرِ [لشکر] دشمن و آخرِ سپاهِ متخاصم را هدف قرار بده. و امروز ملّت ما این
چنین است؛ همچنان که بارها گفته
اند و گفته
اید، در شعارهای متعدّد تکرار کرده
اید، در شعرها و سرودها خوانده
اید و به گوش همه رسانده
اید، در این لحظه
ی از زمان، ملّت ایران نه با یک دولت، نه با یک دژ و یک حصار [بلکه] با یک نظام روبه
رو است؛ ملّت ایران امروز با یک قدرت امپراتوری عظیم روبه
رو است، با امپریالیسم روبه
رو است. اگر تا دیروز تنها مستضعفانِ داخل ایران از این جنبش حمایت میکردند، امروز همه
ی مستضعفان جهان از این جنبش حمایت خواهند کرد. در تاریخِ سلطه
ی امپراتوری
های سیاسی و اقتصادی مغربزمین، این اوّلین بار است که یک ملّت با همه
ی وجود خود، با همه
ی توان خود، با نیروی احساس خود، با قدرت انرژی و نفت خود، با مغزهای سیاسی خود، با قدرت و فشار دیپلماسی خود، در دنیا علیه سلطه
ی جهانی امپریالیسم آمریکا قد برافراشته است. واقعیّت مسئله امروز در کشور ایران و در فضای سیاسی ما و در فضای سیاسی جهان این است: ملّتی که سالیان درازی از امپریالیسم شلّاق خورده است، ملّتی که غارت شده است، امروز پس از آنکه بندها را از دست و پای خود باز کرده و بدون اتّکاء به هیچ قدرتی جز قدرت خود، استقلال و آزادی خود را به دست آورده است، به کمک مستضعفان دیگر می
شتابد. این مبارزه
ی شما فقط برای ملّت ایران نیست؛ مبارزه
ای است برای همه
ی مستضعفان جهان. در این مبارزه
ی سیاسی، دو قدرت در مقابل یکدیگر قرار گرفته
اند: یک قدرت، قدرت ملّت ایران است، با همه
ی توان و نیرویش که آن را باید شناخت و برآورد کرد؛ و یک قدرت، قدرت شیطانی امپریالیسم است، با همه
ی دَمودستگاهش، با همه
ی جاه و جلال و جبروتش. ما در این میدان، گستاخانه قدم گذاشته
ایم؛ ما داوطلبانه وارد این معرکه
ی مخاصمه شده
ایم.
قبل از آنکه تحلیل کنم و قبل از آنکه تمام اطراف و جوانب مسئله را بشکافم، در یک کلمه بگویم که در این حرکت و در این مبارزه، پیروزی با ما است؛ ما این پیروزی را آنچنان میبینیم که صبح روز بعد را. ما معتقدیم که در تاریخ بشریّت، در تاریخ زندگی انسان، شبهای قدر فراوان است امّا شب قدر، بهتر از هزار ماه است. شب، تاریک است؛ شب در دل خود بیمها پنهان دارد؛ شب، مبهم است امّا بیگمان صبحی به دنبال خود دارد. شب تقدیر، شب تقدیر سرنوشت، شب تقدیر یک ملّت، شب تقدیر ملّتهای مستضعف، از هزار ماه زندگی ارزشمندتر است: لَیلَةُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر * تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرّوحُ فیها بِاِذنِ رَبِّهِم مِن کـُلِّ اَمر.
(۴) نیروهای طبیعت، نیروهای تاریخ، سنّتها و قوانین لایزال و لایتخلّف تاریخ و انسانیّت، به کمک انسانِ سرنوشتساز در شب قدر میشتابد، آنها را کمک میکند، بازوان آنها را نیرومند میکند، عزم جزم را در روح و در دل آنان تشدید میکند. و ما که در دعا میخوانیم «یا ربِّ یا ربِّ یا ربِّ قَوِّ عَلیٰ خِدمَتِکَ جَوارِحی وَ اشدُد عَلَی العَزیمَةِ جَوانِحی»،
(۵) از خدا میخواهیم که نیروی جسمانی و مادّی ما را افزون کند و میکند، و از خدا میخواهیم که دل ما را مصمّمتر کند و میکند؛ این تجربهای است که یک بار کردهایم و این بارِ دوّم است. دیروز هم قدرتهایی که در برابر ملّت ایران قرار داشتند، نه خود باور میکردند و نه شاهدان و نگرندگانِ بیطرف و بیتفاوت باور میکردند که یک ملّت بتواند بر آنچنان شُکوه و جاه و جلال ظاهری که با همهی زرق و برقش در داخل پوسیده و پوک بود، فائق بیاید. امروز هم کسانی ممکن است باور نکنند امّا وعدهی الهی است، این وعدهای لایتخلّف است؛ ما پیروز هستیم و در این تردید نداریم.